زنی از کوه های دوشنبه ...

خرید بک لینک
با احترام به استاد محمد کاظم کاظمی.... شبی بی خبر، بی صدا، می روماز این شهر دیر آشنا می روم من و بار دردی که مانند کوه...من و خاطراتی که سوهان روح... من و آجر و کوره ی شعله ورمن و پینه ی دست های پدر من و خون دل ها، من و درد هامن و غیرت پوچ نامرد ها نه این سو مرا هیچ کس بیقرارنه آن سو مرا بخت چشم انتظار به شوق کدامین وطن سر کنم؟چه خاکی بیابم که بر سر کنم؟ نه اينجايي ام من، نه آنجايي اممن از سرزمين هاي تنهايي ام گره خورده آوارگی مو به مواز اول به بخت چلیپایی ام ندارم پناهی به غیر از خیالپر از خواب و رویاست لالايي ام شکفتم اگر زندگی سخت بو زنی از کوه های دوشنبه ......

ما را در سایت زنی از کوه های دوشنبه ... دنبال می‌کنید

برچسب: از سرزمین من بگو, نویسنده: بازدید: 306 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 6:28

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضیالامامِ التّقی النّقی و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری... ای سلام گرم خورشید از فراسوها به تو شب پناه آورده با انبوه شب بوها به تو ای ضریحت عشق! از هر لذتی شیرین تر استلحظه ای که می رسد دست النگو ها به تو.. چون کبوتر دست بر می داشتند از رسم کوچفکر می کردند اگر روزی پرستو ها به تو نسخه ی درماندگان است آب سقاخانه اتای که دارد بستگی تاثیر داروها به تو نغمه نقاره یک سو، یک طرف هوهوی بادمن دلم را داده ام در این هیاهوها به تو.. "سیده تکتم حسینی... -او مادر بچه آهویی گم شده است. زنی از کوه های دوشنبه ......

ما را در سایت زنی از کوه های دوشنبه ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 6:28

سلام و دلتنگی... بلای دیگری از آسمان به خانه اش افتادو باز بار غمی تازه روی شانه اش افتاد شکست در گذر سنگ های کینه، چراغشدوباره قرعه به تاریکی زمانه اش افتاد سپید های پیاده... سیاه های سواره...و شطّ رنج، خروشان، به رودخانه اش افتاد بهار بود و خزان سر رسید با تبر و داسغم زمانه به جانِ دلِ جوانه اش افتاد چقدر یک شبه غم دید، مثل فاخته ای کهگذار وحشی بازی به آشیانه اش افتاد غیور و سخت چنان ایستاد سرو تناورکه دست باد کم آورد و تازیانه اش افتاد به عزم و صبر مَثَل شد، شبیه قصه ی موریکه در مسیر، به تکرار، بار دانه اش افتادمربعنشست شعر بخواند کسی... زنی از کوه های دوشنبه ......

ما را در سایت زنی از کوه های دوشنبه ... دنبال می‌کنید

برچسب: شعری برای جنگ,شعری برای جنگل,شعری برای کودکان جنگ,شعر برای جنگ,شعر برای جنگل,میخواستم شعری برای جنگ بگویم,می خواستم شعری برای جنگ, نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 6:28

شب شده است و در خیال های خود شناورممی رسیّ و با خودم تو را به خواب می برم می برم تو را به خواب، درد محو می شودبا تو خوب می شوند زخم های بسترم دست مرگ سنگ می زند به قاب پنجرهمی پرند خواب های شیشه ایم از سرم چشم باز می کنم ولی به جای خالی اتمرگ منتظر نشسته است در برابرم چشم های باز مانده ی مرا بیا ببندخشک شد به در بدون تو نگاه آخرم "سیده تکتم حسینی... _خستگی دیوانه وار... زنی از کوه های دوشنبه ......

ما را در سایت زنی از کوه های دوشنبه ... دنبال می‌کنید

برچسب: name,meaning,m,gif,like clockwork,and justice for all,symbol,es6,lost,l, نویسنده: بازدید: 227 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 6:28

شکر خدا یک لقمه نان در سفره دارممی چرخد این جا آسیاب روزگارم می چرخد اما در دلم غم خانه کردهلبخند هم دیگر نمی آید به کارم این روزها جز درد چیزی همدمم نیستدردی که دورم کرده از یار و دیارم نبضت چرا کند است ای دردت به جانم؟رنگت چرا زرد است ای باغ و بهارم؟ شرمنده ام از اینکه غیر از زخم هایمچیزی ندارم تا که در خاکت بکارم یک روز می آید که آبادت ببینمیک روز می آید ...هنوز امیدوارم ای نقشه ای که روی دیواری..برایتاندازه ی یک عمر غربت حرف دارم... "سیده تکتم حسینی... الحمدلله... زنی از کوه های دوشنبه ......

ما را در سایت زنی از کوه های دوشنبه ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 311 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:01

صفحه بندی